پارت ۲۵

پارت ۲۵

ته : اخه نداریم
ات : نههه هر چیزی جز این
ته : برای چی (( با بغض ))
ات : یاااا بغض نکن
ته : چرا نمیخوای بچه بیاریم ؟
ات : چون بچه هارو دوست ندارم
ته : چراا ؟
ات : چرا نداره من از بچه ها متنفرم
ته : اتت (( با مظلومیت ))
ات : راضی نمیشم قیافتو اونجوری نکن
ته : ترو خدااا
ات : گفتم نه
ته : اوفففف
ات : چیه ؟
ته : باشه پس خودت خواستی بیبی گرل!
ات : یااا تهیونگ چکار میکنییی
(( که تهیونگ دندونشو کرد تو گردن ات و خون خورد تا ات بیهوش شد ))
ات : (( فردا صبح با دلدرد شدیدی از خواب بلند شدم ))
ته : ات
ات : هاا چیهه باهات قهرمم
ته : چرا ؟
ات : دلم درد میکنه
ته : آخیییی من که فقط بچه ساختم
ات : تهیونگ نرو رو مخمم (( با بی حوصلگی ))
ته : بیا بغلم
ات : نمیام باهات قهرم
ته : اتت (( با عصبانیت ))
ات : باهام حرف نزن دلم خیی درد میکنه
ته : خیلی ؟
ات : .......
ته : با توم
ات : .......
ته : ات (( با بغض ))
ات : ها
ته : بیا بغلم (( با بغض ))
ات : بغض نکن
ته : بیا بغلم لطفا
ات : اوفففففف
ته : باشه برام قیافه بگیر
ات : تهیونگگ
ته : هوم
ات : دلم خیلی درد میکنه
(( که تهیونگ برای استایل ات رو بغل کرد و رفت ات رو گذاشت داخل وان و دلش رو ماساژ داد ))
ته : بهتر شدی ؟
ات : اهوم مرسی ( با خجالت )
ته : خجالت میکشی ؟
ات : اهوم
ته : دیگه خجالت نکشش !
ات : اوفف بش
ته : افرین
ات : هعیی
ته : من میرم بیرون لباس میدم بپون بعد بیا بیرون
ات : باشه
(( که تهیونگ رفت بیرون و لباسای ات رو داد ))
ات : (( رفتم بیرون دیدم تهیونگ داره اشپزی میکنه رفتم از پشت بغلش کردم ))
ته : وایییی
ات : چتههه
ته : ترسیدمم
ات : (( خنده ))
ته : ببوسم
ات : یاااا
ته : منتظرمااا
ات : عیشش باش
(( که ات تهیونگ رو بوسید ))
ته : هومم میشه ناهارم لباتو بخورم ؟
ات : عههه ( با خجالت )
ته : 😂😂😂
که ات .....

شرط ۲۰ لایک
۵۰ کامنت
دوست دارم این فیک رو تموم کنم برم گورمو گم کنم از ویس...🙂💔
دیدگاه ها (۵۱)

امروز بعد از زنگ تفریح دیدم رو شونم به چیزیه دیدم به عنکبوت ...

نید بحرفیم حوصلم سر رفته !؟هرکی بیا شکلات میدم🍫هعییی🙂👈👉پی وی...

حالم خیلی بده....🙂💔

فیک تهیونگ~~ملکه قلبم~~پارت 4

p19

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط