پارت

پارت ۱۲ :
باشه میام

سولی هم خوشحال شد و گفت ( پس ساعت ۷ اینجا باش )
بعد یه آدرس فرستاد

نگاهی به ساعت انداختم : ۵ و نیم بود!
زیاد وقت نداشتم پس زود بلند شدم تا آماده شم

اول تصمیم گرفتم برم حموم و یه دوش ۱۰ مینی بگیرم

بعد از اینکه از حموم اومدم موهام رو خشک کردمو نشستم جلوی میز آرایشم

اول میخواستم یه آرایش ساده بکنم ولی مگه آدم برای پارتی یه آرایش ساده میکنه؟
تازه این چند وقت ها هم اصلا درست و حسابی آرایش نکرده بودم

دیگه هیچی دیگه! امان از این انرژی زنانه ی فعالم...
دست به کار شدم و بعد از ۳۰ مین تموم شد
نگاهی از تو آینه به خودم انداختم
بگید تو آینه چی دیدم؟!
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۳ : وا فکر کردید الان میگم جن دیدم؟ نه بابا مگه فیلمه؟...

آخرشب.......!

پارت ۱۱ : بعد از اینکه جونگکوک رفت خیلی خونه سوت و کور شده ب...

مجبورم ... میفهمی؟:(حمایت نشم پرنسس 🥹 من گناه دارم @aariyana...

اسم فیک:ولی تو نمیدونی که من عاشقتم فردا صبح از دید ا/ت +با ...

پارت دوفردا صبحسولی یا سر درد شدید بیدار شدم فهمیدم دیروز مس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط