بهانه نیاور!

بهانه نیاور!
رفتنت برای بودن با دیگــــری بود....
نه تقدیر را گردن بزن و نه با دست های روزگار کاری داشته باش......
مسئله دست های تو بود که در دست های دیگری جاخوش کرده بود.....
بیخیــــــــــــالت میشوم! برو.....!
به باران بی امان چشمهایم میگویم:
دیگر برای کسی که برایش "مهم نیستی" نبار.....
دیدگاه ها (۱)

true Love②⓪شبتهیونگ خونه ی خودم بودم صدای در رو شنیدم.. سونگ...

داستان عاشقانه جدید

پارت دوم

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁹مرگ عادلانه‌ترین چیز تو این دنیاست.هیچ‌کس تا ح...

اخرین بازمانده

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 1صدای باران آرامی از پشت پنجره‌ی کوچ...

سایه‌روشنِ نیمهِ شب.صدایِ تیک‌تاکِ ساعتِ دیواری، تنها صدایی ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣتو تکان نخوردی. لب‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط