پارت ۳ :
پارت ۳ :
ویو پیش ات اینا :
ات : بچه ها لنا دوستشو دوعت کرده خونمون
۲ یا ۳ روز دیگه میان میگه میخوام برم لباس بخرم و از اینجور داستانا ... میگه یه داداش خوشتیپ داره.
کاملیا : اخی ... ولی ات تو لنا رو خیلی ازاد نمیزاری ؟
ماریا : راست میگه .... خیلی داری ازادش میزاری
ات : نه من فقط میخوام لنا ازاد باشه میخوام توجهی که میخواستم و ندیدم و. بهش بدم ...
کاملیا : هوووممم از یه نظرم خوبه چون وقتی بزرکش شه هیچی رو از ات قایم نمیکنه
ماریا : اوم اره ...
ات : به هر حال شما هم بیاید
بریم براش خرید ..
کاملیا : اخجوننن خرید ....
۵ دقیقه بعد
اعضا دارن به اکیپ ات نگاه میکنن
ماریا : کاملیا بیا ویدیو ببینیم
کاملیا : اوک
یه ویدیو دیدن و داشتن از خنده جر میخوردن و چون ات وسطشون بود هی از خنده ات رو میزدن ....
ات هم با نگاه تاسف بار داشت به گوشیش نگاه میکرد ...
نام : اصلا حام حال ات
جین : اره ...
بقیه : چشم غره
همینطور که داشتن ات رو میزدن ات یهو رفت عقب و اون دوتا افتادن رو پاهای ات
ات : وای ولم کنین دیگه خوابم میاد ...
شوگا : اخیش منم ات منم
کوک : تو کی خوابت نمیاد ؟
شوگا : گگگگگ
* فلش بک به خونه ات *
ات : اجوما .. لنا سلام ما اومدییم
لنا : اتی جونممم اومدی . بالاخره خب من امادم بریم ....
ات : خیلی زود نیست ؟
لنا : دیرم هههسسستتتتتتت
ات : باشه بزار من اماده شم بریم
بچه ها اماده شین بریم .....
* پیش اعضا *
ویو اعضا :
نام : میدونی الان که فکر میکنم ات خیلی دختر باحالیه شاید سرد باشه ولی خب
ارومه
جین : اون..
ات خیلی خوشگله ...
اون .... اون .... خیلی دختر باحالیه
شوگا : ات از همه لحاظ تایپمه هم همش خوایش میاد هم ارومه هم خوشگله هم مثل بقیه بهم نمی چسبه
هوپ : احساس میکنم .... ات میتونه شبامو روشن کنه ... دوسش دارم .....
جیمین : احساس میکنم ات خیلی خیلی سخت بدست میاد و سختم از دست میره ....
ته : هه ات اون دختره خیلی رو اعصابه
خیلی سرده ... مطمعنم که اخلاقشم همینه
کوک : نمیدونم چرا بهش گفتم هرزه شاید چون فکر میکردم که مثل بقیه بهم میچسبه ....
که یهو ....
لیا : اعع اوپا داری به چی فکر میکنی ....؟
نام : ها هیچی تو اماده ای ؟
لیا : اره شما چی
اعضا : ماهم امادهایم
لیا : خببب جونمی جوننننن بریم خریددددد
هوراااا
ویو ات :
من تاحالا یه بار عاشق شدم اونم کسی نبود جز لینو ....
من اونو خیلی دوست داشتم رابطمون اول دوستی بود ولی الان نمی دونم منو یادش میاد یا نه اون یه روز با دوست دخترش اومد استقبالم ...
قلبم شکست ولی دختر خیلی مهربون و خوشگلی بود حالا به هر حال من دیگه
گوه بخورم عاشق شم ...
لنا : اتتت ( داد)
ات :ای کر شدم بله .؟
لنا : بیا بریم دیگه تا الان صد بار صدات کردم
ات : اا ببخشید بریم من امادم
رفتن برای خرید که یهوو
....
خماری هاهاهاااا
احتمالا پارت جدید رو بزارم اگه حوصلم شد
حالا اگه گشادیم شد
شرطا میشه این
شرط :
لایک ۱۲
کامنت ۷
بازنشر ۳
این پارتو بیشتر به خاطر
https://wisgoon.com/avina12-56
این بانو گذاشتم
😅👉🏻👈🏻
ویو پیش ات اینا :
ات : بچه ها لنا دوستشو دوعت کرده خونمون
۲ یا ۳ روز دیگه میان میگه میخوام برم لباس بخرم و از اینجور داستانا ... میگه یه داداش خوشتیپ داره.
کاملیا : اخی ... ولی ات تو لنا رو خیلی ازاد نمیزاری ؟
ماریا : راست میگه .... خیلی داری ازادش میزاری
ات : نه من فقط میخوام لنا ازاد باشه میخوام توجهی که میخواستم و ندیدم و. بهش بدم ...
کاملیا : هوووممم از یه نظرم خوبه چون وقتی بزرکش شه هیچی رو از ات قایم نمیکنه
ماریا : اوم اره ...
ات : به هر حال شما هم بیاید
بریم براش خرید ..
کاملیا : اخجوننن خرید ....
۵ دقیقه بعد
اعضا دارن به اکیپ ات نگاه میکنن
ماریا : کاملیا بیا ویدیو ببینیم
کاملیا : اوک
یه ویدیو دیدن و داشتن از خنده جر میخوردن و چون ات وسطشون بود هی از خنده ات رو میزدن ....
ات هم با نگاه تاسف بار داشت به گوشیش نگاه میکرد ...
نام : اصلا حام حال ات
جین : اره ...
بقیه : چشم غره
همینطور که داشتن ات رو میزدن ات یهو رفت عقب و اون دوتا افتادن رو پاهای ات
ات : وای ولم کنین دیگه خوابم میاد ...
شوگا : اخیش منم ات منم
کوک : تو کی خوابت نمیاد ؟
شوگا : گگگگگ
* فلش بک به خونه ات *
ات : اجوما .. لنا سلام ما اومدییم
لنا : اتی جونممم اومدی . بالاخره خب من امادم بریم ....
ات : خیلی زود نیست ؟
لنا : دیرم هههسسستتتتتتت
ات : باشه بزار من اماده شم بریم
بچه ها اماده شین بریم .....
* پیش اعضا *
ویو اعضا :
نام : میدونی الان که فکر میکنم ات خیلی دختر باحالیه شاید سرد باشه ولی خب
ارومه
جین : اون..
ات خیلی خوشگله ...
اون .... اون .... خیلی دختر باحالیه
شوگا : ات از همه لحاظ تایپمه هم همش خوایش میاد هم ارومه هم خوشگله هم مثل بقیه بهم نمی چسبه
هوپ : احساس میکنم .... ات میتونه شبامو روشن کنه ... دوسش دارم .....
جیمین : احساس میکنم ات خیلی خیلی سخت بدست میاد و سختم از دست میره ....
ته : هه ات اون دختره خیلی رو اعصابه
خیلی سرده ... مطمعنم که اخلاقشم همینه
کوک : نمیدونم چرا بهش گفتم هرزه شاید چون فکر میکردم که مثل بقیه بهم میچسبه ....
که یهو ....
لیا : اعع اوپا داری به چی فکر میکنی ....؟
نام : ها هیچی تو اماده ای ؟
لیا : اره شما چی
اعضا : ماهم امادهایم
لیا : خببب جونمی جوننننن بریم خریددددد
هوراااا
ویو ات :
من تاحالا یه بار عاشق شدم اونم کسی نبود جز لینو ....
من اونو خیلی دوست داشتم رابطمون اول دوستی بود ولی الان نمی دونم منو یادش میاد یا نه اون یه روز با دوست دخترش اومد استقبالم ...
قلبم شکست ولی دختر خیلی مهربون و خوشگلی بود حالا به هر حال من دیگه
گوه بخورم عاشق شم ...
لنا : اتتت ( داد)
ات :ای کر شدم بله .؟
لنا : بیا بریم دیگه تا الان صد بار صدات کردم
ات : اا ببخشید بریم من امادم
رفتن برای خرید که یهوو
....
خماری هاهاهاااا
احتمالا پارت جدید رو بزارم اگه حوصلم شد
حالا اگه گشادیم شد
شرطا میشه این
شرط :
لایک ۱۲
کامنت ۷
بازنشر ۳
این پارتو بیشتر به خاطر
https://wisgoon.com/avina12-56
این بانو گذاشتم
😅👉🏻👈🏻
- ۶۷۴
- ۰۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط