***£***

***£***

فقط شیر..کپی ممنوووووووووع


زیبا شده بود....بااون لباس سفید دنباله دارو صورت آرایش کرده،درست عین فرشته ها شده بود...ولی آروم نبود....
بی قرارتر از همیشه بود،چون کسی که امشب قراره دستاشو بگیره،عشقش نیست.
چشا اون چشما نیست...
آغوش اون آغوش نیست...
وجود اون وجود نیست.....
دختر نیم ساعتی بود که داخل آرایشگاه طول و عرض اون جا و سانت کرده بود.....
چطور میتونست به عشقش بگه که قراره مال یکی دیگه بشه؟! چطور؟! چطور؟!
چطور امشب تن به این عشق الکی میداد؟ عشقی که نمیخوادش و نتیجه زوره خانوادشه....چطور؟!
از اولشم همه با عشقشون مخالف بودن...ولی اونا کم نمی آوردن....با هم بودن...کل روزو....با فکر هم میخوابیدن و بلند میشدن....
پسره برا به دست آوردن دختررفت سرکار...ساعت و نوع کارو و پولش مهم نبود...
چون عاشق بود......پس رفت....
خستگی مهم نبود چون عاشق بود....پس رفت.....
عاشق دختری که الان تو لباس سفید منتظر یه مرد دیگه بود....
دختر با لرزش دست و قلبش...رفت سمت گوشی...
دیدگاه ها (۳)

.

[۱۹:۲۵،‏ ۲۰۱۵/۷/۴]

قدر خودتو بدون

شاکر دوست

+ آخه اون الان فکر میکنه که من دارم با تو...حرفشو ادامه نداد...

پارت ۲۵حسنا نگاهی به دستِ دراز شده‌ی سامان انداخت. انگار یک ...

پارت ششم

P4 .PRISAN MAFIA.

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۷" در آغوش رویای آبی ات "...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.1ا.ت:کوکیییکوک:جانم پیشی کوچولوی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط