چشم ناز چون غزالت

چشم ناز چون غزالت


برق مهتاب شب است


نابسامانم ،


تو هستی


علت سامان من


با نگاهت عالمی را


میکنی مست وخراب


قصه ی عشقت شده


افسانه ی دوران من



#fuoad
دیدگاه ها (۲)

ازدور تـــورا بـــوســم و ازدور، فــدایــتدرطالع مــن نیست ک...

باغبانی خسته ام پرپر گلستان دیده ام در میان عاشقان بگسسته پی...

چشمهایت قشلاق آغوشت ییلاق .. و من پرنده ای که راه کوچ را گم ...

خیــــالی اینچنین در سر نیافتدقلم مویی به شـور و شر نیافتددو...

مست چشمانت شدم ، میخانه ها را بی خیالتا دلم خالیست ، مهمان خ...

از عشق تو بیزارم

«در نگاهت، تمامِ جهان‌هایِ گم‌شده را یافتم، در لبخندت، میانِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط