ما رگِ جان را به آن زلفِ پریشان بسته ایم..

ما رگِ جان را به آن زلفِ پریشان بسته ایم..
دیدگاه ها (۱)

به گلستان نروم تا تو در آغوشِ منیبلبل ار روی تو بیند طلبِ گُ...

وز پی دیدن اودادن جان کار من است

به تن دور و به دل با یارم...

خنده ات دسته ی کبوتران سپیدیست که به یکباره پرواز میکنند...د...

کُجا بَریم دِلی را که کرده‌ای تو چنینَش!؟ #ابوفاضل♥️ما رگ جا...

نمی پرسی نام مه نمی شوی یار مهنرگس صفت دار تونمی‌دهی جان مهخ...

نیست مارا هوس زلف پریشان کسی...#نیشابور #نیشابوریا #مشهد #مش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط