عکاس عزیزم...

عکاس عزیزم...
تو که میدانی
قرار نیست
هیچ سیبی خنده
به لب هایم بیاورد
پس لطفی کن
همانگونه که غم ها،
سالهاست بر پیشانی
و تمام وجودم
نشسته...
عکسم را بگیر ...
دیدگاه ها (۳)

دروغ نگویم میدانستم ترکم میکنیمن مدتها پیش از آنکه بروی، آهن...

+ نمی‌تونستم از رفتن منصرفش کنم- پس چی کار کردی؟+ نشستم کنار...

ما جُدا ماندیم از همو این بی‌گمان سرنوشتِخوبی نیست،بی تو دنی...

جهان استوار نمی ماندمگر با سری خمیدهبر روی شانه ی کسی که دوس...

تو بچگی، هفت‌ساله خوابیدم...پنجاه‌ساله بیدار شدم.از همان شب،...

ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ‌∶ гг # ...

♡چندپارتی♡نام:𝐄𝐜𝐡𝐨𝐞𝐬 𝐨𝐟 𝐇𝐨𝐦𝐞♡PART:۳رزی هفته ای دوبار به خانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط