از سر عادت نیست

از سر عادت نیست
که وقتی می‌روی
تا دم در همراهی‌ات می‌کنم
و بعد تا آخرین چشم‌انداز
تا جایی که سر می‌چرخانی لبخند می‌زنی
مبهوت راه رفتنت می‌شوم باز
آخر
چیزی از دلم کنده می‌شود
که می‌خواهم با چشم‌هام نگهش دارم
لعنت به رفتنت
که قشنگ می‌روی!!!!
دیدگاه ها (۳)

من مانند هم سن وسالانم نیستم هر روز ارزویی داشته باشم برای ا...

فقط باش... همین که هستی کافیست...! دور از من.....! بدون من.....

ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟــﺖ ﻧــﻤﯿﺨﻮﺍﻫــﺪ . . .ﺩﯾــﺮﻭﺯ ﺭﺍ ﺑِﻪ ﯾﺎﺩ ﺑــﯿﺎﻭﺭﯼ . ....

کنارت باشد... شب قبل از خواب نگاهش کنی تا مطمین شوی که هست ک...

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

پرسه در جنگل... کوک از کنار ات رد شد.کوک: دنبالم بیا.ات با ک...

پرسه در جنگل... صبح...نور ملایم خورشید اتاق را روشن کرده بود...

تک پارتی✨یک روز بدون کوک... صبح زود بود.کوک جلوی آینه ایستاد...

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت 1 ]از صبح تهیونگ ع...

پرسه در جنگل.... شب...بعد از اینکه هر دو کتابشان را بستند......

تک پارتی✨قهر الکی... صبح بود.کوک تازه از خواب بیدار شده بود ...

پرسه در جنگل.... غروب...باران ریزی شروع شده بود.ات کنار پنجر...

غروب...بعد از قدم زدن در باغ...ات و کوک به عمارت برگشتند.ات ...

دوپارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط