به خاطرات قدیمی نمی‌شود برگشت

به خاطرات قدیمی نمی‌شود برگشت
که بوی ادکلنت مانده روی هر چیزم
بدون فکر به عشقت نشسته‌ام جلوی
حواس‌پرتیِ دنیای آن‌ورِ میزم
فقط هنوز به یادت کنار پنجره‌ام
میان هر پک سیگار اشک می‌ریزم
:((

:|

:|
دیدگاه ها (۳)

غفلت کرده‌ای مادر !پشتِ یک قلبِ عاشقفرزندت آرام آرام می‌‌م...

ﺭﯾﻤﻮﺕ ﮐﻮﻟﺮ ﮔﺎﺯﯼ، ﻧﻬﺎﯾﺘﺶ ﺑﯿﺴﺖ ﺗﺎ ﺩﮐﻤﻪ ﺩﺍﺭﻩ. ﺑﺎﻫﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﻪ ﺑﺎﺩ ﺭ...

‌ حتماً که نباید ماشینِ آخرین مدل داشتگاهی یک موتور لازم است...

درون مرا هیچ کس نمی تواند ببیندحتی نزدیک ترین کسانِ من.تازه ...

p8جنا روی مبل کنار سویون نشسته بود و فنجان چای را در دستش گر...

وارث سایه ها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط