خداوندا

خداوندا
نه آنقدر پاکم که مرا کمک کنی
و نه آنقدر بدم که رهایم کنی

میان این دو گم شده ام
هم خودم و هم تو را آزار می دهم

هر چه تلاش کردم نتوانستم
آنی شوم که تو می خواهی

و هرگز دوست ندارم
آنی شوم که تو رهایم کنی

خدایا دستم به آسمانت نمی رسد
اما تو که دستت به زمین می رسد
رهایم نکن
دیدگاه ها (۱)

جای دگر نماند، که سوزم ز دیدنترخساره در نقاب ز بهر چه

آمده بودی بسوزانی سوختم حالا برو شعله ای آتش شدم افروختم حال...

چای که سرد میشه روش آب جوش میریزن گرم میشه…درسته , گرم میشه ...

گاهی ...کسانی که هزاران فرسنگ ،از شما فاصله دارند ؛می توانند...

🌸 نیایش صبحگاهی 🌸🍃🌸خدایا، در این سپیده‌دم که جهان در حال بید...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط