منتظرم ...

منتظرم ...

شبیه یک اهنگ قدیمی در آرشیو رادیو...

زنگ بزن ...

بگو میخواهی مرا بشنوی ..............

بگو خواهی آمد

و

مراخواهی برد آنجا که ......

پاهایم از زمینی بودن جداخواهد شد...

S...
دیدگاه ها (۱۱)

ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ ! ﺧﺸﮏ ﺍﺳﺖ ﮔﻠﻮﯼ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯼ ﻫﺮ ﺭﻭﺯﯼ ! ﺍ...

ناخوش شده ام درد تو افتاده به جانمباید چه بگویم به پرستار جو...

آنچنان ساده ام که گنجشکها هم مي توانند در جيب هايم لانه کنن...

تنها، همیشه این راه خانه است که نزدیک است..روزهایی هست که نب...

رمان تو خود منی

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

🖤 قفس سیاهپارت پانزدهم | بازی از قبل شروع شده بودصدای خنده‌ی...

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

《검은 마음》پارت سوم کتابخانه‌ی قدیمیساعت ۸:۴۷ شب.سئول زیر نور چر...

### 🗝️ پارت دهم (پارت پایانی): رقصِ آخرین شعلهلرزش زمین بند ...

پارت ۶۵ صبح روز بعد، هوا گرفته و ابری بود.آریانا از پنجره‌ی ...

فیک : بین راندها

007-پنهان در مه - پارت ۷۲

پارت: 26 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای راهروی اصلیِ دبیرستان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط