.بیشتر از همه عاشق نماز خواندن هایش بودم.من در چفیه ی مصط

.بیشتر از همه عاشق نماز خواندن هایش بودم.من در چفیه ی مصطفی قداست را لمس کردم.آن را می انداخت دور گردنش و بعد الله اکبر می گفت.هول هولکی نمی خواند.آرام می خواند و حسابی با خدایش حال می کرد.تسبیحات اربعه را آن قدر لطیف می خواند که دلت می لرزید.نمازش که تمام می شد تسبیحات خانم حضرت زهرا علیها السلام را می خواند و بعد مهر را در دستش می گرفت و روی تخت می نشست.گاهی صوت شهدا را گوش می کرد و عکس های شهادت شان را با تمنا نگاه می کرد.
کتاب قرار بی قرار 😍
دیدگاه ها (۷)

رفتن مجید ، هیچ وقت در ذهنم نمی گنجید . فکر می کردم شوخی میک...

سلام سلام 😍پست مخصوص میهمانی و تولد 😍🎉🎉🎉🎉🎉🎊🎊🎊🎊🎊🎊🎆🎆🎉🎉🎉🎉🎉

قاسم سلیمانی پانزدهم مهرماه 1394هرگز فراموش نمی کنم زمانی را...

چند روز تا محرم...آقا جان صدای قدم هایت می آید ...

هر دم سخنانی گویند زین موضوع که انسان موجودی ذاتا پلید استبل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط