پسری عاشق دختری شد 😍
پسری عاشق دختری شد 😍
ب هم علاقه مند شدند
نمیتونستن ی لحظه از هم بی خبر باشن
ب هم گفتن ک بدون هم میمیرن
ب هم قول داده بودن هیچ وقت ازهم جدا نشن تو هر شرایطی
هم دیگ رو خیلی دوست داشتن
بعد ی مدت ک گذشت
دختره فریب یکی دیگ رو خورد دید وضعش توپه
اونو فراموش کرد
رفت.....
سراغی نگرفت از پسره
بعد از ی مدت گذشت عروسی دختره بود
پسر خبردار شد
رفت ب عروسی
نوبت کادوها رسید
روی پاکتی نوشته بود فقط عروس خانوم بازش کنه
همه خیره شدن ب عروس
توی پاکت هدیه ایی و نامه ایی بود ک نوشته بود
سلام،خوبی،دیگه سراغی از ما نگرفتی، رفتی بدون اینک پشت سرت نگاه کنی،امیدوارم خوشبخت بشی باهاش،
...
از طرف عشق سابقت
.
.
گذشت و گذشت تا اینکه دختره با شوهرش مشکل پیدا کرد نتونستن باهم باشن طلاق گرفتنو هرکی راه خودش
،
دختره نامه اییی. ک شب عروسی بش داده بودن اتفاقی پیدا کرد یهو یاد پسره افتاد،
.
دنبال پسره گشت
هرچی گشت پیداش نکرد
رفت خونه مامان پسره
بعد از سلام و احوال پرسی گفت
پسرتون کجاس
مادره اشک تو چشماش جمع شد
دختره گفت چی شده مادر
مادره گفت بیا بریم نشونت بدم
رفتن و رفتن
تا رسیدن ب ی قبری
اسمه اشنا بود
تاریخ فوتشم خیلی شباهت داشت با شب عروسی دختره
بهله پسره اونشب بعد اینک نامه رو تحویل داده و رفته رگشو زده
و فقط ی چی از خودش جا گذاشته اونم ی نامه
توی نامه نوشته بود:
«من بدون تو مُردم»
ب هم علاقه مند شدند
نمیتونستن ی لحظه از هم بی خبر باشن
ب هم گفتن ک بدون هم میمیرن
ب هم قول داده بودن هیچ وقت ازهم جدا نشن تو هر شرایطی
هم دیگ رو خیلی دوست داشتن
بعد ی مدت ک گذشت
دختره فریب یکی دیگ رو خورد دید وضعش توپه
اونو فراموش کرد
رفت.....
سراغی نگرفت از پسره
بعد از ی مدت گذشت عروسی دختره بود
پسر خبردار شد
رفت ب عروسی
نوبت کادوها رسید
روی پاکتی نوشته بود فقط عروس خانوم بازش کنه
همه خیره شدن ب عروس
توی پاکت هدیه ایی و نامه ایی بود ک نوشته بود
سلام،خوبی،دیگه سراغی از ما نگرفتی، رفتی بدون اینک پشت سرت نگاه کنی،امیدوارم خوشبخت بشی باهاش،
...
از طرف عشق سابقت
.
.
گذشت و گذشت تا اینکه دختره با شوهرش مشکل پیدا کرد نتونستن باهم باشن طلاق گرفتنو هرکی راه خودش
،
دختره نامه اییی. ک شب عروسی بش داده بودن اتفاقی پیدا کرد یهو یاد پسره افتاد،
.
دنبال پسره گشت
هرچی گشت پیداش نکرد
رفت خونه مامان پسره
بعد از سلام و احوال پرسی گفت
پسرتون کجاس
مادره اشک تو چشماش جمع شد
دختره گفت چی شده مادر
مادره گفت بیا بریم نشونت بدم
رفتن و رفتن
تا رسیدن ب ی قبری
اسمه اشنا بود
تاریخ فوتشم خیلی شباهت داشت با شب عروسی دختره
بهله پسره اونشب بعد اینک نامه رو تحویل داده و رفته رگشو زده
و فقط ی چی از خودش جا گذاشته اونم ی نامه
توی نامه نوشته بود:
«من بدون تو مُردم»
- ۵.۳k
- ۲۶ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط