این پیرمرد هندی بعد از فوت همسرش، با هیچکس حرف نمیزد و تن

این پیرمرد هندی بعد از فوت همسرش، با هیچکس حرف نمیزد و تنها مشغول ساختن بنایی شد، بعد از 2 سال بالاخره ساخت بنا تمام شد، تاج محلی کوچکی ساخته بود، به عشق همسرش که عاشق تاج محل بود♥ ️
دیدگاه ها (۱)

رمان تاجی از سوءتفاهم

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش دوم_می‌نشینم"مامان اون فوق العاده ست باید ...

رمان

میبخشی پارت ۵

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②③_بخش دوم_"بهشون گفتم برن تا بت...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

P8(۲ سال بعد)ا/ت ۱۷ساله ما الان یک قرارداد رسمی و معتبر با ک...

#تکپارتیموضوع:(وقتی خواهر برادر تنی هستیم و اون عاشقمون میشه...

زندگینامه شهید محمد زیارتی_تنگستان _بندرخورشهاب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط