کلبه ای در عمق جنگل های گیلان ، وای نه

کلبه ای در عمق جنگل های گیلان ، وای نه

در کنارِ دختری زیبا وُ شیطان ، وای نه

سور و ساطِ خنده وُ مشروب و رقصیدن به پا

یک شبِ رؤیایی یُ مهتابِ تابان ، وای نه

فال حافظ خواندن و سوزِ بنان را بی خیال

داد و فریاد و کمی هم بوسه باران ، وای نه

شیر جنگل باشی یُ هم رقصِ با آهوی ناز

بی خیالِ صید و قانون های آنان ، وای نه

چشم های مستِ آهویت بگوید عشقِ من

در بغل این آتشِ تن را بخوابان ، وای نه

در درونت فصلِ تابستان نمایان باشد و
چاره اش هم خوابِ در سوزِ زمستان ، وای نه

جمله ی "من دوستت دارم" به لب جاری ولی

در نگاهت برقِ خواهش های پنهان ، وای نه

ماهِ کامل اختیارش را به دستت بسپُرَد

آسمانش باشی یُ آغوشِ چسبان ، وای نه

ماهی یِ لبهای لیزش هی بلغزد سمتِ تو

هی بگیری بوسه از لبهای لرزان ، وای نه

در چنین وضعی خدا را هم به چالش می کشی

ای امان از دستِ یارِ نامسلمان ، وای نه
دیدگاه ها (۳)

کل کل شاعری : موضوع بوسه مهدی ذوالقدر:در کوچه خلوت بدوی می‌ب...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

#الحياة جميلة عندما #نختار حياتك الخاصة بدلا #من حياة الا #خ...

آقا جـآن ،علی‌الاصـول ما همه جـٰان فدای شماییم:))#آیت_الله_س...

❤🌱... چه مضحک است این صبح. تنها طلوع خورشید را دارد اما تو ک...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط