بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت پنجاه چهار🍷🗡



تو دلم گفتم عاشق منم‌میشی دختر کوچولو
میتونستم برق چشماش رو ببینم

با ذوق پشت رول نشست و خندید
+واقعیه؟

لبخند کجی زدم
_واقعیه!

جیغی کشید که ابروهای بالا پرید
_درست رانندگی میکنی! خط روش بیوفته خط خطیت‌ میکنم

آب دهنمو قورت داد و زیر لب خسیسی گفت
ماشین و روشن کرد

آروم از اونجا زد بیرون
تا به جاده رسیدیم پاشو گذاشت رو گاز

با هیجان به جلو نگاه میکرد و لایی میکشید
حرفه ای رانندگی میکرد

اخم کردم
+سرعتتو بیار پایین!!

توجهی به حرفم نکرد
_دیگه نمیزارم پشت ماشین بشینی!

شوکه شد

بعد چپ چپ نگاهم کرد و آروم سرعتشو آورد پایین

خوب بود!
میدونست قراره تو خونه ی من بمونه.
برای همین حرف گوش میکرد

+آفرین دختر خوب
دیدگاه ها (۸)

بازی درخون 🍷🗡پارت پنجاه پنج🍷🗡اخم کرد :انگار از اینکه ازش تعر...

بازی درخون 🍷🗡پارت پنجاه شیش🍷🗡با ترس جیغ کشید یه قطره اشک از ...

بازی درخون 🍷🗡پارت پنجاه سه🍷🗡چشماشو تنگ می‌کنهسرشو کج می‌کنه ...

بازی درخون 🍷🗡پارت پنجاه دو🍷🗡پشت سرش راه می افتم _با صبر من ب...

عشق یا نفرت؟ (تابع قوانین ویسگون) P⁵⁵3 سال بعد(امریکا=ساعت 0...

𝐃𝐀𝐑𝐊 𝐋𝐢𝐅𝐄 "𝟐"𝐏𝐀𝐑𝐓_𝟐𝟓به ماشین مشکیش تکیه داده بودم. با سوئیچ ...

اخرین سختی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط