قحطی بوسه تب دار است و باران نیست هست

قحطی بوسه تب دار است و باران نیست، هست؟
ردِ لبهای تو دیگر روی فنجان نیست، هست ؟
عطر تو پیچیده در شهری که در آن نیستی
باد می اید ولی موی پریشان نیست، هست ؟
آنچه پنهان کرده ام پشت نگاهم سالها...
از خدا پنهان ولی از تو که پنهان نیست،هست ؟
خانه یخبندان، سَرم یخ، دستهایم یخ زده
چهار فصل زندگی درمن زمستان نیست ؟ هست
خوب دقت کن به تدریجی ترین پرواز روح
این که دارد می رود از دست "عمرم" نیست؟ هست
دیدگاه ها (۳)

چه زیبا میشوی وقتی چنین در باد میرقصی چه زیباتر که وقتی نیست...

عشق یعنی بغض بی پایان من عشق یعنی حسرتی در جان منعشق یعنی حر...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

ای ماه ترین دلخوشی روی زمینمبگذار که چشمان تو را سیر ببین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط