بیا دمی به کنارم ،که سخت بیمارم

بیا دمی به کنارم ،که سخت بیمارم
برای امشبم ای یار ،بوسه کم دارم

بیا که مرحم زخم دل شکسته شوی
بیا که عاشق این آمدن و تکرارم

بیا که بوسه نشاندم سبد سبد بر لب
بیا که مست تو گشتم اگر چه هوشیارم

بغل بکن که تنم، تشنه ی محبت توست
نفس بده نفسم،ای همیشه دلدارم

بمان بمان که شبم،با حضورتو سبز است
ز یمن پا قدمت،تا همیشه بیدارم

زبان شاعر بیچاره هم،به بند آمد
ز وصف لحظه ی ناگفتنی،ز دیدارم

برای آمدنت واژه ها،به رقص آمد
مثال بلبل شرین سخن به گلزارم

بدون تو چه کنم ای گل همیشه بهار
بدان گذشته ز حد گریه ها و اصرارم

تمام ترسم از این است باز، پس بزنی
برای آمدنت ،این طناب و این دارم
دیدگاه ها (۴)

لرزشی دارد دلم انگار دلتنگت شدمخوب می دانی که من با عشوه ای ...

خواستم عاشق بی‌نام‌ونشانت باشمنگرانم نشوی تا نگرانت باشمگم ش...

یک نفس ، با تو کشیدن ، به جهان می ارزدساعتی با تو ، به صدسا...

سوگند بہ آن حس غریبانہ ے چشمت بے یاد تو هرگز سخن آغاز نڪردم ...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ²« y.n »صبح با نور ط...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

پارت ۹۶ | «شبی که همه‌چیز عوض شد...»غروب روز بعد...بعد از پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط