بزغاله ای

بزغاله ای
روی پشت بام بود
و به گرگی که از پایین عبور
می کرد ناسزا گفت.
گرگ گفت :
این تو نیستی که به من ناسزا
می گوید ،
بلکه این جایگاه توست
که به من ناسزا می گوید.

دیدگاه ها (۱)

درسهایی که باید از این اشعار گرفت و فهمید و درک کرد...

گاهی آن‌قدر به فاصله‌ات تا مقصد نگاه می‌کنی که فراموش می‌کنی...

[ #وطنِ ] من آغوشِ توست... من از تمامِ این شهر فقط دلم برا...

#داستان_واقعیدر خیابان شمس تبریزی شهر تبریز زیارتگاهی وجود د...

🎥این فرد که ده سال جلوی بالشت و گلدان با آب و تاب سخنرانی می...

معامله p21جونگ‌کوک چند لحظه در سکوت نشست.بعد نفس عمیقی کشید....

ای عشق همه بهانه از توستمن خامشم این ترانه از توستآن بانگ بل...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣4️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ با زحمت از تخت ...

مرا توبی‌سببینیستی.به راستیصِلَتِ کدام #قصیده‌ایای #غزل؟ستار...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟗بعد از آن روز، یونا دیگر کمتر به قصر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط