. نفسم را حبس کرده ای

. نفسم را حبس کرده ای
نمیدانی
یادت
نفس گیر است

تو که رفتی یادت را هم ببر

که بعض هایم را به هیچ
بهایی نمی خرند

دلم پر از ترک هایی شده که
انفجار بغض ندیدنت
بلور اشک هایم را
شکسته
ومن تنها
در انحصار یاد تو در تبعییدم
به سرزمین سکوت
ناگفته ها
دیدگاه ها (۲)

من تمـــــام شــــــــعرهایم رادر وصــــــــف نیامدنت ســـــ...

ساز خود را کوک کن امشب پریشان خاطرمزخمه بر جانم بزن تا پای ج...

به باران ســـــپرده اموقت آمدنت …هـــوای کوچه را داشته باشد ...

رک بگویم،پیش چشمت اهل مِن مِن نیستم ظاهرت رادوست دارم،فکر با...

باورمان نمی‌شود که خورشیدِ نگاهت، این‌گونه در پسِ پرده‌ی غبا...

سکوت پیستPart:⁶⁷نفسم توی سینه حبس شد!صدای قفل توی اون فضای ک...

«نگاه ممنوعه »**Part 11 — After the Damage** سه روز گذشت. سه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط