...
𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗
𝙿𝚊𝚛𝚝:⁵¹
نامجون گفت که باید برنامه دقیقی داشته باشیم. مخصوصاً برای اینکه چطور موضوع رو به بقیه اعضا بگیم و بعدش هم با کمپانی صحبت کنیم.
جی-هوپ: آها! اوکی. درک میکنم. ولی خب… خیلی عالیه که بالاخره داری اینقدر خوشحال میشی. واقعاً حقته! تو این مدت خیلی سختی کشیدی.
تهیونگ: ممنونم هیونگ. حمایت تو و نامجون و یونگی برام خیلی ارزشمنده.
جی-هوپ: خواهش میکنم! ما همیشه پشتتیم. همیشه! حالا بگو ببینم… چطور میخوایم این قضیه رو به بقیه بگیم؟ جونگکوک که حتماً دیوونه میشه!
تهیونگ: راستش رو بخوای، نامجون گفت که بهتره فعلاً به کوکی چیزی نگیم. اول باید با یونگی صحبت کنیم که کردیم، بعد با تو، و بعد بریم سراغ بقیه.
جی-هوپ: اوهوم. منطقیه. اول با اونا که آرومترن صحبت کنیم. ولی… این خبر خیلی بزرگه! نمیتونم صبر کنم تا بقیه هم بشنون! مخصوصاً کوکی! اون عاشق ا/ت بود!
تهیونگ: میدونم. ولی باید صبور باشیم. مهم اینه که حالا خودمون میدونیم و داریم برای قدمهای بعدی آماده میشیم.
جی-هوپ: کاملاً درسته! خب، برنامهمون چیه؟ من هر کمکی از دستم بربیاد انجام میدم. فقط بگو کی و کجا!
تهیونگ: فعلاً فقط باید صبر کنیم. نامجون داره روی طرح کلی صحبت با کمپانی کار میکنه. ولی همین که تو هم در جریان هستی و حمایت میکنی، خودش کلی بهم دلگرمی میده.
جی-هوپ دوباره تهیونگ را در آغوش گرفت.
جی-هوپ: هر وقت خواستی صحبت کنی، یا هر کمکی خواستی، من هستم. یادت باشه. ما یه خانوادهایم.
تهیونگ: ممنونم هیونگ. واقعاً ممنونم.
…
𝙿𝚊𝚛𝚝:⁵¹
نامجون گفت که باید برنامه دقیقی داشته باشیم. مخصوصاً برای اینکه چطور موضوع رو به بقیه اعضا بگیم و بعدش هم با کمپانی صحبت کنیم.
جی-هوپ: آها! اوکی. درک میکنم. ولی خب… خیلی عالیه که بالاخره داری اینقدر خوشحال میشی. واقعاً حقته! تو این مدت خیلی سختی کشیدی.
تهیونگ: ممنونم هیونگ. حمایت تو و نامجون و یونگی برام خیلی ارزشمنده.
جی-هوپ: خواهش میکنم! ما همیشه پشتتیم. همیشه! حالا بگو ببینم… چطور میخوایم این قضیه رو به بقیه بگیم؟ جونگکوک که حتماً دیوونه میشه!
تهیونگ: راستش رو بخوای، نامجون گفت که بهتره فعلاً به کوکی چیزی نگیم. اول باید با یونگی صحبت کنیم که کردیم، بعد با تو، و بعد بریم سراغ بقیه.
جی-هوپ: اوهوم. منطقیه. اول با اونا که آرومترن صحبت کنیم. ولی… این خبر خیلی بزرگه! نمیتونم صبر کنم تا بقیه هم بشنون! مخصوصاً کوکی! اون عاشق ا/ت بود!
تهیونگ: میدونم. ولی باید صبور باشیم. مهم اینه که حالا خودمون میدونیم و داریم برای قدمهای بعدی آماده میشیم.
جی-هوپ: کاملاً درسته! خب، برنامهمون چیه؟ من هر کمکی از دستم بربیاد انجام میدم. فقط بگو کی و کجا!
تهیونگ: فعلاً فقط باید صبر کنیم. نامجون داره روی طرح کلی صحبت با کمپانی کار میکنه. ولی همین که تو هم در جریان هستی و حمایت میکنی، خودش کلی بهم دلگرمی میده.
جی-هوپ دوباره تهیونگ را در آغوش گرفت.
جی-هوپ: هر وقت خواستی صحبت کنی، یا هر کمکی خواستی، من هستم. یادت باشه. ما یه خانوادهایم.
تهیونگ: ممنونم هیونگ. واقعاً ممنونم.
…
- ۱۴۲
- ۱۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط