کاش من هم همچو یاران عشق یاری داشتم

کاش من هم همچو یاران عشقِ یاری داشتم!
خاطری می‌خواستم، یا خواستاری داشتم!

تا کِشَد زیبارُخی بر چهره‌ام دستی ز مهر
کاش چون آیینه بر صورت غباری داشتم!

ای که گفتی انتظار از مرگ جانفرسا تر است!
کاش جان می‌دادم امّا انتظاری داشتم!

شاخه‌ی عمرم نشد پُر گل که چینَد دوستی
لاجَرَم از بهرِ دشمن کاش خاری داشتم!

خسته و آزرده‌ام، از خود گریزم نیست، کاش
حالتِ از خود گریزِ چشمه‌ساری داشتم!

نغمه‌ی سر داده در کوهم، به خود برگشته‌ام!
کی به سوی غیرِ خود راهِ فراری داشتم؟!

محنت و رنجِ خزان اینگونه جانفرسا نبود
گر نشاطی در دل از عیشِ بهاری داشتم

تکیه کردم بر محبّت، همچو نیلوفر بر آب
اعتبار از پایه‌ی بی‌اعتباری داشتم

پای‌بندِ کس نبودم، پای‌بندم کس نبود
چون نسیم از گلشنِ گیتی گذاری داشتم

آه، سیمین! حاصلم زین سوختن افسرده است
همچو اخگر دولتِ ناپایداری داشتم!

#سیمین_بهبهانی
#پست_جدید #خاصترین #تکست_خاص #پروفایل
دیدگاه ها (۲)

عصــرشد و بغض مــراهمدمي ها مي کند تا انتهاگاه فشاردبر گلو ا...

#پست_جدید #طنز

#پست_جدید #پروفایل

تنهایی و رسوایی، بی مهری و آزار ...ای عشق، ببین من چه کشیدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط