در حضور خارها می شود یک یاس بود

در حضور خارها می شود یک یاس بود
در هیاهوی مترسکها پر از احساس بود
می شود حتی برای دیدن پروانه ها
شیشه های مات یک متروکه را الماس بود
کاش می شد ، حرفی _از کاش می شد_ هم نبود
هر چه بود احساس بود ، عشق بود و یاس بود
دیدگاه ها (۱)

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

زادروزت مبارک... می‌دونی؟ فاصله، فقط یه عدد روی نقشه است. قل...

زادروزت مبارک... می‌دونی؟ فاصله، فقط یه عدد روی نقشه است. قل...

زیبا تر از خیال تو پیدا نمی شودحتی غزل بدون تو زیبا نمی شودش...

تولد مبارک جنگکوکی

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

آرامش همیشه در شلوغیِ حرف‌ها نیست...گاهی در سکوتی پیدا می‌شو...

عاشقانه های شبنم

اگه صفحه‌ی مجازی رو باز کنی، کلی آدم می‌بینی که دارن هنرنمای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط