پاییز، همان فصل زرد زندگی

پاییز، همان فصل زرد زندگی
تمامی ما آدم هاست
حال آدم همیشه خوب نیست
همیشه سرحال نیست
روزهایی می‌رسند که زرد و خشکیده
به زور خودمان را به شاخه‌ی زندگی چسبانده‌ایم
و فقط کافیست تا نسیمِ اتفاقی بوزد
و ما را بر زمین بیاندازد
اما این پایان داستان نیست ...
باید دوباره جوانه زد
شکوفه شد و از نو ساخت ...

پاییز اگرچه سرد
اما نوید گرمی دارد
و هیچــگاه پایان ماجرا نیست
مگر ریشه‌های روحت پوسیده باشد
آنوقت است که هزار پاییز و بهار هم
بروند و بیایند جانت قرار نمی‌گیرد ...

خدا که در ریشه‌های روحت جاری باشد
هر چقدر هم سرد ؛ هر چقدر هم زرد
هر چقدر هم دیر
اما دوباره برمی‌خیزی ...

🎙"لیلامومنی"

🎼 ✴️
دیدگاه ها (۰)

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

🥀 قسمت هشتم فاطمه چه کسی بود؟تا اینجا شاید فکر کرده با...

پارت ۱۶ (پایانی): طلوعِ دوبارهزمان مثل باد گذشت. ماه‌ها یکی ...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۲۰: «پای...

پارت ۷۰

فصل دومپارت سیزدهم | خبری از ایتالیاچند روز از شروع رابطه‌ی ...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۲ صبح روز مسابقه ، مدرسه از همیشه شلو...

پروانه جان

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۵لیویا ويو... از آین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط