Who is win?

شلام اینم پارت ۷😘💎✨🙃🌙💟

پارت ۷


جونگکوک مثل روح توی راهرو ظاهر شد. نه صدایی، نه ردی. فقط یهو دیدمش که تکیه داده به دیوار و داره با اون نگاهِ نفوذناپذیرش تهیونگ رو آنالیز می‌کنه. هوا سنگین شده بود، انگار اکسیژن کم اومده بود. سوا که کنارم بود، دستش رو گذاشت رو بازوم و یه قدم عقب رفت. جونگکوک با همون لحنِ سرد و کشیده‌اش به تهیونگ گفت: «ببین پسر، اینقد احمق نباش که فکر کنی اون پیام از طرف منه. بازی‌های کثیفت رو جای دیگه انجام بده.» تهیونگ فقط خندید، یه خنده‌ی عصبی و پر از تحقیر.

قبل از اینکه کار به درگیری بکشه، صدایِ بم و پرصلابتِ شوگا تو راهرو پیچید: «چه خبره اینجا؟» شوگا با اون هیکلِ درشت و قیافه‌ی پوکر همیشگیش، از ته راهرو اومد سمت ما. وقتی دید تهیونگ و جونگکوک دارن دور و بر من می‌چرخن، چشماش از خشم برق زد. اومد کنارم ایستاد و رو کرد به اون دو تا: «این دختر، خواهرِ منه. اگه یه بار دیگه ببینم مثلِ مگس دورش می‌پلکید، جوری استخوناتون رو خرد می‌کنم که تا آخرِ عمرتون یادتون نره.» نگاهش به هر دوتاشون که افتاد، فهمیدن شوخی نداره. جونگکوک فقط نیشخند زد و رفت، ولی تهیونگ بهم زل زد، جوری که انگار داشت تو ذهنم دنبالِ یه راهِ نفوذ می‌گشت.

فعلا
۱۵ لایک❤
۱۰ کامنت🗨
دیدگاه ها (۱۱)

گرگ و بره کوچکپارت ۳اتاقِ خوابِ تهیونگ مثلِ خودش بود؛ سرد، م...

# قولی_که_شکست ###پارت ۵ تهیونگ گفت : _اره .. ولی شِش هاشو ...

پارت ۱۵دنیا دور سرم چرخید._چی گفتی؟تهیونگ آرام گفت:_پدرت نمر...

فیک تهیونگ درخواستی لحظه ی دیدار با تو ایدیتورم : @karlykar...

شاهکاری به نام دروغ

پارت ۲۶ — «رازِ رها»چند دقیقه گذشت و هیچ اتفاقی نیفتاد.جونگک...

😭💜 ~ مومنت جونگکوک با یه ARMY توی کنسرت! 🐰💋یکی از ARMYها توی...

P. 4𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖔𝖓𝖑𝖞 𝖎𝖙'𝖘 𝖒𝖎𝖓𝖊. "اون ما...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟔ویو جونگکوکجونگکوک آخرین بار به مانیتو...

Destiny part 10

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط