در مویرگهای چشمانش خودم را دیدم

دیدگاه ها (۰)

سیعوضك لانك رضيتفي وقت لم يكن عليك رضا سهلاخدا بابت اون روزا...

آدمی هر صبح به امیدی چشم باز می‌کندامیدی که شب قبل در خود نم...

صبح و یک فنجان پر از اشعار ناببَه چه می‌چسبد پنیر و نان داغ....

•در‌چشمهایَش‌،خدایِ‌کوچکی‌ساکن‌است...میپرستمش!#عاشقانه_ستاره...

برادرای هایتانی پارت ۱۶

ازمایشگاه سرد

واکسن؟(صبح)ویو تهیونگ:با پرتو های نوری که از لا به لای پرده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط