بیماری من تقریبا سه سال پیش نیمههای شب با خونریزی شروع

بیماری من تقریباً سه سال پیش نیمه‌های شب با خونریزی شروع شد و من همان‌طور که در پی وقوع هر حادثهٔ تازه‌ای پیش می‌آید (و برخلاف آنچه بعدها به من توصیه کردند) به‌جای آن‌که در تخت‌خواب بمانم، هیجان‌زده از جا بلند شدم. شک نیست که کمی ترسیده بودم. به‌سمت پنجره رفتم، به بیرون خم شدم، به‌سمت میز شست‌وشو برگشتم، توی اتاق بالا و پایین رفتم، روی تخت نشستم ــ مدام خون، اما هیچ نگران نبودم، چون به‌مرور، به دلیلی خاص، فهمیده بودم که در صورت قطع‌شدن خونریزی، پس از سه چهار سال بی‌خوابی، برای نخستین‌بار خواهم خوابید...!
دیدگاه ها (۰)

متاسفانه معدودند کسانی که در ورای حوائج مادی زندگانی، وقتی ص...

برای درمان افسردگی،داروهای مؤثری وجود دارد:آواز،پارسایی،نوا...

نام فیک:عشق مخفیPart: 20ویو جیمین*ساعت ۱ شب بود رسیدم خونه. ...

خون سرخ☆پارت 8پدر جونگکوک بعد از غذا بدون تشکر بلند شد و گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط