آواز عشق

آواز عشق

♣️part 5♣️
ا/ت ویو


سوار آسانسور شدیم و رسیدیم پایین و از آسانسور پیاده شدیم که یونگی گفت
¥بیا من برسونمت
&نه ممنونم خودم میرم
¥ساعت ۹ شبه خطرناکه اگه اتفاقی برات بیوفته من خودمو مقصر میدونم
تا خواستم حرفی بزنم صدای یه دختر اومد (علامت کانگ لی □ آها راستی کانگ لی دختر خاله ی شوگاس و ۷ ،۸ ساله که خوانندس)
□سلام اوپاااا
¥عاییی خدا کانگ لی از جون من چی میخوای ساعت ۹ شبه
به قیافه ی اون دختره کانگ لی نگاه کردم دیدم اه این همو کانگ لی خواننده است خیلی ازش بدم میومد اون یه آدم هرزه بود که هر شب از اتاقش میشد صدای آه و ناله رو شنید خیلی هم به خودش مالیده بود اه اه چندش (دوستان منظور از صدای آه و ناله جنبه ی منحرفانشه)
□اوممم اوپا این دختره ا/ت نیست این کلا ۸ ماهه خواننده شده بعد داری با این کار می کنی ولی دوساله دارم رو مخت راه میرم قبول نمیکنی با دختر خالت که ۸ ساله داره کار می کنه کار بسازی . واقعا که
¥آره ا/ت آس ولی کار ا/ت خیلی بهتر از توئه
یهو اون دختره چندش دستش رو دور گردم یونگی حلقه کرد و شروع کرد به بوسیدنش یونگی داشت سعی می کرد اونو از خودش جدا کنه ولی خیلی کنه بود یهو دلم ریخت بغضم گرفت و سریع اومدم بیرون و راه افتادم سمت خونه
ویو یونگی

بالخره به زور اون دختره ی گردن افتاده رو از خودم جدا کردم و دور و برم و نگاه کردمو دیدم ا/ت نیست. رفتم سوار ماشینم شدمو راه افتادم سمت خونه و وقتی رسیدم یه دوش ۱۰ مینی گرفتم اومدم بیرون حالم رو پوشیدم انقد خسته بودم که با همون حوله خوابیدم
ویو ا/ت

کل راهو گریه کردم تا رسیدم خونه و یه دوش ۲۰ مینی گرفتم و اومدم بیرون و حالم رو پوشیدم و لوسیون بدنم رو هم زدم لباس خوابمم پوشیدم و موهامو خشک کردم حال نداشتم برای خودم شام درست کنم پس یه بسته نودل فوری درست کردمو خوردم مستقیم رفتم تو تختم و خوابیدم
(فلش بک به فردا صبح)
(یونگی ویو)
با صدای آلارم گوشیم از خواب بیدارم شدم ساعت ۸:۲۰ بود رفتم دستشویی دست و صورتم رو شستم اومدم بیرون و از تو کمد یه لباس برداشتم پوشیدم و ساعتم رو هم دستم کردم با انگشتر هام و گوشیم و با سوییچ ماشینم رو برداشتم و از خونه زدم بیرون
دیدگاه ها (۰)

مرسیییی گلاریس جونم خیلی ممنونم عشقممم❣❣❣

بایستون تو بی تی اس کیه؟

نام رمان : قلب در تاریکی .

پارت. 33

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط