یک غزل مهمان من باش و پس از آن ! شب بخیر

یک غزل مهمان من باش و پس از آن ! شب بخیر
نرم نرمک دستی افشان ، پای کوبان ! شب بخیر

وسعت غم‌های ما را نیست مرزی آشکار
زین سبب لختی قلم بر ما بگریان ! شب بخیر

در نگاهت شور و مستی می تراود چون شراب
شور و مستی را از این مستان تو نستان ! شب بخیر

لحظه ای دیگر بمان ای عاشق شعر و غزل
میزبان اکنون تویی ، ما نیز مهمان ! شب بخیر

زائرم من ، شوق دیدار توام اینجا کشاند
بیش از این ، این زائر خود را مرنجان ! شب بخیر

زیر باران خیس خواهی شد ، کمی دیگر بمان
یک غزل مهمان من باش و پس از آن ! شب بخیر...




شب بخیر (:
دیدگاه ها (۲۴)

پروردگارم در مستجاب نشدن دعاهایم حکمتی نهفته است که خود فقط ...

تو طوفانی و می غرّی، وزیدن را نمی فهمیتو آغوش کسی در خواب دی...

زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایاچه نغزست و چه خوبست و چه زیب...

تقوا سه گونه است:۱-تقوای گریز۲-تقوای پرهیز۳-تقوای ستیزگریز،آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط