یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود

توی این شهرقشنگ یه روزی هیچی نبود

دیوارامون گلی بود تلفن هندلی بود

کارامون هردلی بود گازمون کپسولی بود

برقمون چراغ سیمی لامپ هامونم قدیمی

قفل درها خفتی بود یخچالامون نفتی بود

هرچی بود خوش بود دلا بیخیال مشکلا

زیلوهامون شد قالی همه چی دیجیتالی

کابل، فیبر نوری شد همه چی بلوری شد

حالا چشما وا شده اشکنه پیتزا شده

حالا با اون ور آب جوونا با آب و تاب

شب و روز چت میکنند یعنی صحبت میکنند

آب نباتا قند شده پیکانا سمند شده

کوره ده ها راه دارن چوپونا همراه دارن

توی این بگو بخند عصر همراه و سمند

دل خوش سیری چند!!؟
توکجایی سهراب؟آ
آب را گل کردند،
وچه با دل کردند،
زخمها بردل عاشق کردند،
خون به چشمان شقایق کردند،
درهمین نزدیکی،عشق را دار زدند،
همه جاسایه دیوار زدند،
گفته بودی قایقی خواهم ساخت،
خواهم انداخت به آب،
دورخواهم شدازین شهرغریب!
قایقت جا دارد؟
که نجاتم دهی ازاین گرداب
دیدگاه ها (۴)

خدای عزیز ...اون کسی که همین الان مشغول خوندن این متنه، زیبا...

خدایــــافانوست را کمی پایین‌تر بگیرجاده‌ای که در آن قدم نها...

دروازه‌های قلبم را به روی خوبی‌ها می‌گشایمپروردگاراتو را سپا...

ای فرزند آدم ...به اراده من است که آنچه برای خود می‌خواهی و ...

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبودتوی این شهرقشنگ یه ...

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبودتوی این شهرقشنگ یه ...

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبودتوی این شهرقشنگ یه ...

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبودتوی این شهرقشنگ یه روزی هیچی ن...

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبودتوی این شهرقشنگ یه ...

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبودتوی این شهرقشنگ یه روزی هیچی ن...

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبودتوی این شهرقشنگ یه ...

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبودتوی این شهرقشنگ یه ...

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبودتوی این شهرقشنگ یه روزی هیچی ن...

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبودتوی این شهرقشنگ یه روزی هیچی ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط