یک بعد از ظهرِ خواب آلوده، درست همان لحظه که یقه ی بارانی

یک بعد از ظهرِ خواب آلوده، درست همان لحظه که یقه ی بارانی ات را بالا می کشی، درست همان لحظه که گونه هایت به رخوتِ زیرکانه ی پاییز خو می کند، درست همان لحظه که وجودِ یخ زده ات در دستهایی جاری می شوند که امنیت را در وادادگی جیب های گرم لباست جستجو می کنند، در لحظه ای که نارنجی غروب تن به رطوبت برگهای خیابان می دهند، همان لحظه پی می بری که گاهی بیش از آنکه دلتنگ کسی باشی که برای همیشه رفته است، دلتنگ کسی هستی که دلش آنهم همیشه و همواره و بی دریغ برای دلِ مشتاقِ تو بتپد.

خیره به کوچه ی بی رهگذرفکر می کنی ،دوست داشتن آدمها مگر چقدر سخت است؟؟؟چقدر؟
دیدگاه ها (۳)

پــایـــــیــــــــــزوفادار ترین فصل خداستحافظه ی خیس خیابا...

𐙚🦋 پارت اول — «همسایه‌ی جدید» 🦋𐙚آت با عجله از خونه بیرون اوم...

🎂💜 Happy Birthday, Jungkook 🐰✨امروز، ۱ سپتامبر، روزیه که یکی...

𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part¹ "توصیف در یک جمله:آن ظهره شوم" آت از ساعت ۸...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۳ | حرفی که فقط ب...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁶﴿ویو راوی﴾دو روز گذشت.دو روزی که ات و ...

......//برده ی زیبا//......

╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌙 ویو آتبارون ریزی شروع شده بود و خیابون‌...

like swan 🦢#like_swan 𝑃𝑇 11تماس قطع شد.ات کتاب رو برداشت و ا...

چندپارتی تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط