نیمــہ شب درمهتــاب

نیمــہ شب درمهتــاب
باغ و #پــاییز قمــاری ڪردند . .
آن یڪی بر سر برڪَ ، ،
وآن یڪـی بهر رهایی ازمرڪَ . . .
صبحدم بود ڪـہ مرغان چمن مے ڪَفتند :
باز بــاغ به تڪ خال بلا ڪَستر باد. . .
برڪَهایش را باخت ............
دیدگاه ها (۴)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p90صبح...نور خورشید از پنجره‌ی بلند اتاق...

نیمه شب در مهتاب ، باغ و پاییز قماری کردند . . .آن یکی بر سر...

نیمه شب در مهتاب ، باغ و پاییز قماری کردند . . .آن یکی بر سر...

نیمه شب در مهتاب... باغ و پاییز قماری کردند،، آن یکی برسر بر...

نیمه شب در مهتاب،باغ و پاییز، قماری کردند؛آن یکی بر سر برگ،و...

نیمه شب در مهتاب ، باغ و پاییز قماری کردند . . .آن یکی بر سر...

نیمه شب در مهتاب ، باغ و پاییز قماری کردند . . .آن یکی بر س...

نیمه شب در مهتاب ، باغ و پاییز قماری کردند . . .آن یکی بر سر...

من نگویم که مرا از قفس آزادکنیدقفسم برده به باغی و دلم شادکن...

خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد»

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط