دوستان گل ماشالا همه هم لاشی باهمه ی پسرای اچ پی
دوستان گل.... ماشالا همه هم لاشی... 😂 باهمه ی پسرای اچ پی هستین😂
نوبت دوستپسرم ::::: متیو☺
*تو رفته بودی توی هاگزمید تا خرید کنی توی اونجا یکی از کسایی که متیو تا حالا صد بار باهاش دعوا کرده بود رو دیدی که داشت به سمت تو میومد*
پسره : هی... سلام فک کنم تو دوس دختر متیو ریدل باشی...!
ا/ت : اووو... سلام آره! اوم...خوشبختم(^^)
پسره : اسم من هنری عه و تو؟
ا/ت : منم ا/تم... تو توی گریفیندوری نه؟
هنری : آره
*میدونستی که اگه متیو ببینتت خیلی عصبانی میشه ولی خب... امتحانش ضرری نداشت😏*
هنری:خب ا/ت میای بریم رستوران سه دسته جارو و یه نوشیدنی کره ای بخوریم؟
ا/ت : خب... باشه اتفاقا میخواستم،برم...
*تو و هنری باهم رفتید و کلی حرفیدید و تو چن دیقه بعد متیو رو پشت در رستوران دیدی که با دراکو و تئودور و لورنزو بودن پس خواستی سریع تر بلند شی و بری...*
ا/ت:ممنون هنری بابت دعوتت... فعلا خدافظ
هنری:خواهش میکنم ا/ت خب... فردا همین ساعت همین جا میتونیم همو ببینیم؟
ا/ت: عام... *اومدی حرفی بزنی که دیدی صدای متیو از پشت سرت اومد و...*
متیو:نخیر مث تو بیکار نیس که...
هنری : اتفاقا... این تویی که بیکاری ریدل؛ آخه کی روزانه هزار بار دعوا میکنه؟ یه آدم بیکار
متیو :&&&&&&&&《فوش های رکیک🗿》
*به هر حال متیو هنری رو ترکوند و به چخ داد. با دوستاش خدافظی کرد و با عصبانیت ا/ت رو کشید و با خودش به یکی از مغازه های خالی هاگزمید برد*
متیو : تو اونو میشناسییییی؟
ا/ت:آره متیو... ولی خب گفتم شاید اشکالی نداشته باشه
متیو: اشکال نداشته باشههههههه،؟،؟؟؟؟؟، اون تقریبا دشمن منههههه
ا/ت : متیو انقد داد نزن...
متیو : چطوری عصبانی نباشم وقتی منو دیدی و بازم باهاش لاس زدی؟
ا/ت : من باهاش لاس نزدم فقط یذره حرف زدم باهاش...
متیو : اون حرف زدن نبود... از کی تا حالا معنی حرف زدن اینه که با یارو بری سر قرار؟
ا/ت : من اتفاقی دیدمش
متیو : واقعا الان از دستت عصبانیم ا/ت
ا/ت : ببخشید... واقعا نمیخواستم ناراحتت کنم...
متیو : خواهش... نمیخوام کشش بدم چون فردا سالگرد دوستیمونه خوشگلم نمیخوام ناراحتت کنم:) حالا داره تاریک میشه بیا بریم:)
چقد زود آشتی کرد...
لایک؟
نفر بعدی کی باشه؟
نوبت دوستپسرم ::::: متیو☺
*تو رفته بودی توی هاگزمید تا خرید کنی توی اونجا یکی از کسایی که متیو تا حالا صد بار باهاش دعوا کرده بود رو دیدی که داشت به سمت تو میومد*
پسره : هی... سلام فک کنم تو دوس دختر متیو ریدل باشی...!
ا/ت : اووو... سلام آره! اوم...خوشبختم(^^)
پسره : اسم من هنری عه و تو؟
ا/ت : منم ا/تم... تو توی گریفیندوری نه؟
هنری : آره
*میدونستی که اگه متیو ببینتت خیلی عصبانی میشه ولی خب... امتحانش ضرری نداشت😏*
هنری:خب ا/ت میای بریم رستوران سه دسته جارو و یه نوشیدنی کره ای بخوریم؟
ا/ت : خب... باشه اتفاقا میخواستم،برم...
*تو و هنری باهم رفتید و کلی حرفیدید و تو چن دیقه بعد متیو رو پشت در رستوران دیدی که با دراکو و تئودور و لورنزو بودن پس خواستی سریع تر بلند شی و بری...*
ا/ت:ممنون هنری بابت دعوتت... فعلا خدافظ
هنری:خواهش میکنم ا/ت خب... فردا همین ساعت همین جا میتونیم همو ببینیم؟
ا/ت: عام... *اومدی حرفی بزنی که دیدی صدای متیو از پشت سرت اومد و...*
متیو:نخیر مث تو بیکار نیس که...
هنری : اتفاقا... این تویی که بیکاری ریدل؛ آخه کی روزانه هزار بار دعوا میکنه؟ یه آدم بیکار
متیو :&&&&&&&&《فوش های رکیک🗿》
*به هر حال متیو هنری رو ترکوند و به چخ داد. با دوستاش خدافظی کرد و با عصبانیت ا/ت رو کشید و با خودش به یکی از مغازه های خالی هاگزمید برد*
متیو : تو اونو میشناسییییی؟
ا/ت:آره متیو... ولی خب گفتم شاید اشکالی نداشته باشه
متیو: اشکال نداشته باشههههههه،؟،؟؟؟؟؟، اون تقریبا دشمن منههههه
ا/ت : متیو انقد داد نزن...
متیو : چطوری عصبانی نباشم وقتی منو دیدی و بازم باهاش لاس زدی؟
ا/ت : من باهاش لاس نزدم فقط یذره حرف زدم باهاش...
متیو : اون حرف زدن نبود... از کی تا حالا معنی حرف زدن اینه که با یارو بری سر قرار؟
ا/ت : من اتفاقی دیدمش
متیو : واقعا الان از دستت عصبانیم ا/ت
ا/ت : ببخشید... واقعا نمیخواستم ناراحتت کنم...
متیو : خواهش... نمیخوام کشش بدم چون فردا سالگرد دوستیمونه خوشگلم نمیخوام ناراحتت کنم:) حالا داره تاریک میشه بیا بریم:)
چقد زود آشتی کرد...
لایک؟
نفر بعدی کی باشه؟
- ۱۶.۱k
- ۲۳ بهمن ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط