کاش

کاش
خوب نگاهش می کردم
چشم هایش را به یاد ندارم
و رنگ صدایش را
کاش خوب گوش می کردم.

من از تمام او
دست کوچکش را به خاطر می آورم
آن پرنده ی سفید را
که بی تاب رفتن بود
دستم را که باز کردم
برای همیشه پرید...
دیدگاه ها (۲)

آدمها مثل کتابند...از روی بعضیها باید مشق نوشت...از روی بعضی...

اگر بخواهم تو را توصیف کنمخواهم گفتتو موسیقی برخورد باران بر...

امنیتتمامِ آرامش خلاصه می شد در همین یک کلامِ سادهکه ما پیچی...

طلوعِ بوسیدنِ توست که هر صبح زنده ام میکند...

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

تو را به اندازه‌ی همه‌ی کسانی که نخواهم دید دوست می‌دارم‌، ...

Part:62. #ریاست.عشق𝐓𝐡𝐞.𝐩𝐫𝐞𝐬𝐢𝐝...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط