یـک روزِ بارانی

یـک روزِ بارانی
دفتـرم را خواهم بست
و
آرام خواهم رفتـــ...
یـک روزِ بارانی
بعد از تو
به خودم اجازه می دهم
حـاشیه دفترم بنویسم
او خواهد آمد
و او خواهد آمد...
،
وبعد
چنان سرد
به زندگی اجازه میدهم
دیوانه وار
گریه کند
گریه کند
گریه کند...
...و
تمام...
دیدگاه ها (۱)

ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻰ ﻣﺎنی ﻳﮏ ﺭﻭز ﻳﮏ ﻣﺎه ﻳﮏ ﺳﺎﻝ ﻣﻬﻢ ﮐﻴﻔﻴﺖ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺍ...

سالها گذشت تا من فهمیدم آدمها احتیاج دارن سفر برن. احتیاج دا...

عزیزم تو نزدیک من نیستیاما میتونم بشنوم:هرگز نترسخاطره هات ا...

وقتی که رفتی هرگز پشت سرت را نگاه نکن وقتی که رفتی هرگز بازن...

موهام درد می‌کند [شهید صدر] خیلی بامحبت بود. فوق‌العاده بچه‌...

چـیـزی در مـن گـمـشـده... رنـگـ بــاخـتـه... فـرامـوش شـده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط