اگه قدرت داشتم برای یه مدت هم که شده دردامو انتقال میدادم

اگه قدرت داشتم برای یه مدت هم که شده دردامو انتقال میدادم به اطرافیانم؛ نه که آسیب ببینن حالشون خراب بشه و بشن یکی مثل من، فقط واسه اینکه بفهمن دارم چی رو تحمل میکنم، چقدر بهم آسیب زدن و سطح توقعاتشون رو بیارن پایین؛ درک کنن چطور دارم واسه زندگی کردن همه تلاشمو میکنم!
دیدگاه ها (۰)

و می‌خواستم پناهگاه همیشه استوار تو باشم تا هرگز احساس بی‌پن...

.

خیلی اتفاقی آشنا شدیم الکی الکی واقعی شد رفاقتمون خودمونم فک...

مثل خنده نوزادی که غرقِ خوابه،مثل شربت خنکِ آلبالو در یک روز...

دوست قدیمی که تبدیل میشه به ......پارت۳ویو ا.تاز پله ها با ج...

پارت ۱ تا ۱۵ تو پیج قبلیمهقلب تپنده پارت ۱۶از زبان اتکوک اوم...

همیشگی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط