حسنک کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حسنک کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
لابلای شلوغی وهیاهوی زندگی تورا گم کرده ام، کودکی ام را گم کرده ام ، لبخند را، آرامش را،کوچه های خاکی جنوب شهر را، دفترهای قلم خورده و مدادهای شکسته را،،،،، حسنک کجایی؟ تقویم های زیادی پیر شدند و تو نیامدی، انگار دیگر قصد آمدن را نداری ،وقتی تورا میخواندم موهای پریشانم را هر روز به دست باد میدادم تا برایم شانه کند ، بی دلیل می خندیدم، بی دلیل می رقصیدم، بیا ،،،، مرا به آن روزها برگردان ، بیا و بگو خنده هایم بین کدوم کوچه پس کوچه شهر گم شده است، من خودم را هم گم کرده ام. حسنک کجایی؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیدگاه ها (۱)

سنگینی بغض پرستو ها دم رفتندلتنگی تلخ تمام این خیابان هاگاهی...

همه ی آرزویم یک سحر کرب و بلاستشب جمعه حرم یار تماشا داردماد...

خاتون شهر آينه هايي بزرگوار زهراي شهر يثرب مايي بزرگوارچشم م...

دلم گرفته بود ... قلمی برداشته و به جان ذهن افتادم تا شاید ب...

ببار ای باران ، ببار که غم از دلم رفتنی نیست، اشکهای روی گون...

باید رفتچه هوای خفه ای! چه فضای بسته ای! چه آدم های خسته ای!...

باید رفتچه هوای خفه ای! چه فضای بسته ای! چه آدم های خسته ای!...

در دوران بچگی ام یکبار گم شدم ، یکباری که هرگز فراموشش نمیکن...

در دوران بچگی ام یکبار گم شدم ، یکباری که هرگز فراموشش نمیکن...

بکر علی شاعر شهید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط