دیدی میری در یخچال رو باز میکنی دنبال یه خوراکی خاص از

دیدی میری در یخچال رو باز میکنی، دنبال یه خوراکی خاصِ از قبل دلت کشیده میگردی؛ یخچال هم پُره؛ اون خوراکی هم جلو چشم هات هستن ولی نمیبینش. چون دقت نداری.
تو دنیای من، "تو" همون آدمی بودی که دلم انتخابت کرده بود. از قبل، دلم تورو کشیده بود؛ میل به داشتنِ عشقِ تو داشت. من هم میخواستم تنها تکیه گاه زندگیت باشم. محکمتر از یک کوه.
ولی تو دنیای تو، آدم های دیگه ای بودن. من دقیقاً جلو چشم هات بودم. خودم رو با هر شرایطِ تو، وفق میدادم که منو ببینی امّا همه به چشم هات میومدن جز من. مثل همون خوراکیه که جلو چشم هات هستش ولی با نگاهِ بی دقتت و بی توجهیت، اون رو نمیبنی. دقت نداشتی به منی که دنیام شده بود "تو". به منی که همه جوره دوستت داشتم ولی یکطرفه بود.
دیدگاه ها (۸)

.......یادمون ندادن خب ، کسی نیومده بگه بابا درستش اینجوریه ...

دو تا شلوار توی خشکشوییشبی کردند باهم گفت وگویییکی از آن دو ...

365 روز از من باز هم گذشت. روز هایی که قهقهه زدم از ته دل و ...

یک مرد از جنس شب،از جنس ماه، ازجنس ستاره ها که در تاریکیِ شب...

الماس من)پارت ۴ خوردی لیلی مکث کرد. نفسش بند اومد. چیزی توی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط