هَر قَدری که طَرَفَمو ببَخشَم

هَر قَدری که طَرَفَمو ببَخشَم

اَز اون به بَعد هَمونقَدر کمتر

دوسِش دارَم.

اشتِباهاتِش که زیاد باشه

دیگه کلا میبَخشَمِش به

دیگَران...
دیدگاه ها (۲)

از صدای گذر آب چنان می فهمیمتندتر از آب روان عمر گران میگذرد...

لمس باید کرد؛ دردی را که عاشق می کشدرنج سرخی را که گلبرگ شقا...

تو رابرای همه ی شب های بی مهتاب برای کوچه های پر از سکوتبرای...

پلک نمی زنمخیال نکن برای لحظه ای از دیدنت خواهم گذشتمنی که ب...

اون مُردیک ساعت بعد ، بدون اون غذا خوردنیک روز بعد ، دوستانش...

سلام نارنگیامامیدوارم حالتون خوب باشهچون گفتید بعد از پایان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط