📝مشکلی که من با لغت "معلولیت" دارم این است که

📝مشکلی که من با لغت "معلولیت" دارم این است که
به محض شنیدن معلولیت، همه به یادکسانی می افتند که نمی بینندیا نمی شنوند یانمیتوانندراه بروند.
در حالی که اینها اگر هم معلولیت باشد، ساده ترین شکل آن است.

آنها که احساس در وجودشان مرده است رامعلول نمیدانیم.

آنها که نمیتوانندیا نمیخواهندیا نیاموخته اند که صادقانه درمورداحساسشان حرف بزنندرا معلول نمیدانیم.

آنهاکه نمیتوانند دوستی های خوب و بلندمدت بسازند رامعلول نمیدانیم.

آنها که نمیتوانند بفهمند که درزندگی چه میخواهند رامعلول نمیدانیم.

آنها که چشمشان جزخودشان نمی بیندرامعلول نمیدانیم.

آنها که دستشان به امید نمیرسد و در انتظارند که دیگران امید و انگیزه را پیش پایشان قرار دهند را معلول نمیدانیم.

این "معلولیت های واقعی" را نمی بینیم.

و از اینکه دست و پا و چشم و گوش داریم، احساس سلامت میکنیم !
دیدگاه ها (۰)

مشکلی که من با لغت "معلولیت" دارم این است کهبه محض شنیدن معل...

مشکلی که من با لغت معلولیت دارم این است کهبه محض شنیدن معلول...

‍ مشکلی که من با لغت "معلولیت" دارم این است که به محض شنیدن ...

غمBy the fading breath of 𝐀𝐞𝐭𝐡𝐞𝐫,I drift where 𝗅𝗂𝗀𝗁𝗍 feels h...

آقای پزشکیان، عکس بچه‌ها رو در سازمان ملل بالا بردین، اما به...

اگه از اکسپلوری یه سر به پیج بزن... ☺︎★☆⋆。𖦹°‧★⋆. ୨୧˚⋆       ...

چند روزی نیستممراقب خودتون باشید مهربونا😍

اگه از اکسپلوری یه سر به پیج بزن... ☺︎★☆⋆。𖦹°‧★⋆. ୨୧˚⋆       ...

🎶🎵 بعضی ها مثل هوا میمونن،‌حضورشون همیشگی،حیات بخش و بی صداس...

بندبند جانم❤️بہ دوست داشتنت بند استتو آن تپش بے قراریلابہ لا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط