پیشی بی اعصاب من
پیشی بی اعصاب من
پارت چهارم
میتسوکی وارد اتاق میشه و دستش رو به سمت ریوکی دراز میکنه و میگه:
بیا بریم ریوکی
ریوکی باشه ای میگه و دست میتسوکی رو میگیره.
ویو ریوکی
از اتاق که خارج شدیم کاتسوکی رو دیدم که دست به سینه پشت در ایستاده بود.
ریوکی: سلام کاتسوکی
باکوگو: هه سلام نفله
میتسوکی: کاتسوکی پسرم☺️🔪🔪
باکوگو: تِچ
از بیمارستان خارج شدیم و به سمت ماشین رفتیم
کاتسوکی میخواست روی صندلی شاگرد بشینه ولی نمیدونم چی شد که نظرش عوض شد پشت نشست (به خاطر نگاه میتسوکیه 👍)
همین طور که به سمت خونه خاله اینا حرکت میکردیم من از پنجره بیرون رو تماشا میکردم
حوصلم به شدت سر رفته بود میخواستم با کاتسوکی حرف بزنم که دیدم سرش تو گوشیه و از اونجایی که گوشیم تو تصادف نابود شده همین جوری به بیرون نگاه کردم تا اینکه کم کم چشمام سنگین شد
ویو باکوگو
همین جوری تو حال و هوای خودم بودم که دیدم این نفله صداش اصلا در نمیاد
بهش که نگاه کردم دیدم سرش رو به پنجره تکیه داده و خوابش برده
از دست این جقله اگه همین جوری سرش رو به پنجره تکیه بده که گردن درد میگیره ( باکوگو از کی آنقدر دل سوز شدی؟🤨)
سرش رو گذاشتم روی شونم و دیگه خیلی حرکت نکردم 👍
پایان بیفرما مایکی اینم پارت🫴
اینکه شرط نمیزارم دلیل نمیشه لایک نکنید و کامنت نزارید
پارت چهارم
میتسوکی وارد اتاق میشه و دستش رو به سمت ریوکی دراز میکنه و میگه:
بیا بریم ریوکی
ریوکی باشه ای میگه و دست میتسوکی رو میگیره.
ویو ریوکی
از اتاق که خارج شدیم کاتسوکی رو دیدم که دست به سینه پشت در ایستاده بود.
ریوکی: سلام کاتسوکی
باکوگو: هه سلام نفله
میتسوکی: کاتسوکی پسرم☺️🔪🔪
باکوگو: تِچ
از بیمارستان خارج شدیم و به سمت ماشین رفتیم
کاتسوکی میخواست روی صندلی شاگرد بشینه ولی نمیدونم چی شد که نظرش عوض شد پشت نشست (به خاطر نگاه میتسوکیه 👍)
همین طور که به سمت خونه خاله اینا حرکت میکردیم من از پنجره بیرون رو تماشا میکردم
حوصلم به شدت سر رفته بود میخواستم با کاتسوکی حرف بزنم که دیدم سرش تو گوشیه و از اونجایی که گوشیم تو تصادف نابود شده همین جوری به بیرون نگاه کردم تا اینکه کم کم چشمام سنگین شد
ویو باکوگو
همین جوری تو حال و هوای خودم بودم که دیدم این نفله صداش اصلا در نمیاد
بهش که نگاه کردم دیدم سرش رو به پنجره تکیه داده و خوابش برده
از دست این جقله اگه همین جوری سرش رو به پنجره تکیه بده که گردن درد میگیره ( باکوگو از کی آنقدر دل سوز شدی؟🤨)
سرش رو گذاشتم روی شونم و دیگه خیلی حرکت نکردم 👍
پایان بیفرما مایکی اینم پارت🫴
اینکه شرط نمیزارم دلیل نمیشه لایک نکنید و کامنت نزارید
- ۳.۸k
- ۲۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط