بالـم شـڪسته بود و هـوایـﮯ نداشتـم

بالـم شـڪسته بود و هـوایـﮯ نداشتـم
از دست روزگـار رهـایـﮯ نداشتم
بیهوده نیست عـاشق گنـبد طـلا شدن
مشـهد اگر نبود ڪه جـایـﮯ نداشتم
دردم زیاد بود و طبیبـﮯ مرا ندید
دردم زیاد بود و دوایــﮯ نداشتم
گفتم مگر امام رضـا چاره اے ڪند
ای واے اگر امام رضایـﮯ نداشتمـ ...
دیدگاه ها (۲)

بالـم شـڪسته بود و هـوایـﮯ نداشتـماز دست روزگـار رهـایـﮯ ندا...

بالـم شـڪسته بود و هـوایـﮯ نداشتـم از دست روزگـار رهـایـﮯ ن...

*بالم شکسته بودوهوایی نداشتم**ازدست روزگار رهایی نداشتم**بیه...

بالم شکسته بودوهوایی نداشتمازدست روزگار رهایی نداشتمبیهوده ن...

بالم شکسته بودوهوایی نداشتمازدست روزگار رهایی نداشتمبیهوده ن...

بالم شكسته بودوهوایی نداشتمازدست روزگار رهایی نداشتمبیهوده ن...

بالم شكسته بودوهوايي نداشتمازدست روزگار رهایی نداشتمبیهوده ن...

بالم شکسته بود و هوایی نداشتم از دست روزگار رهایی نداشتم بیه...

بالم شكسته بودوهوايي نداشتمازدست روزگار رهایی نداشتمبیهوده ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط