بالم شسته بود و هوای نداشتم
بالـم شـڪسته بود و هـوایـﮯ نداشتـم
از دست روزگـار رهـایـﮯ نداشتم
بیهوده نیست عـاشق گنـبد طـلا شدن
مشـهد اگر نبود ڪه جـایـﮯ نداشتم
دردم زیاد بود و طبیبـﮯ مرا ندید
دردم زیاد بود و دوایــﮯ نداشتم
گفتم مگر امام رضـا چاره اے ڪند
ای واے اگر امام رضایـﮯ نداشتمـ ...
از دست روزگـار رهـایـﮯ نداشتم
بیهوده نیست عـاشق گنـبد طـلا شدن
مشـهد اگر نبود ڪه جـایـﮯ نداشتم
دردم زیاد بود و طبیبـﮯ مرا ندید
دردم زیاد بود و دوایــﮯ نداشتم
گفتم مگر امام رضـا چاره اے ڪند
ای واے اگر امام رضایـﮯ نداشتمـ ...
- ۷۷۸
- ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط