اونـ_مالـ_منهـ

اونـ_مالـ_منهـ
𝑷𝒂𝒓𝒕𝟐𝟒
جیمین:کجاا میریم

شوگا:با بچه هاا جون کوک اینا قرار بریم سوئیس

جیمین:باشه برو میام میخ
وام برم دوش بگیرم

شوگا :بعد اینکه دوش گرفتی بیا صبحونه

جیمین:باشه برو میام
رفتم حموم یه دوش 20مینی گرفتم و رفتم پایین واسه صبحونه

شوگا:بیا صبحونه بخورم قرار بریم عمارت تهیونگ

جیمین:باشه اومدم

بعد. صبحونه
رفتم لباس پوشیدم و برای خودم لباس برداشتم

جیمین:من اماده ام

شوگا:باشه میتونیم بریم
بعد چند مین رسیدیم عمارت تهکوک

شوگا:چرا نیومدن

نامجون:پرنده های عاشق داخل هستن
وایسا شوگا هیونگ اون کیه کنارت

شوگا:دوست پسرم

نامجون:چرا شما اینطوری شدین چرا اینجوری گاز دادین

شوگا:هیونگ ماهم دلمون خواست دیگه

جیمین که چشاش اینقدر بزرگ شده بود داشت از حدقه میزد بیرون

جین:چرا این دوتا نمیان

شوگا:نمیدونمممم

که بعد چند مین تهیونگ با جونکوک اومد

جیهوپ:اوووو بلاخره تشریف اوردن

ته:خوب میتونیم بریم دیگه ما اماده ایم

جین:بلاخره اومدین دیگه

کوک:همه سوار ماشین خودشون شدن منو تهیونگ هم همونطور

ته:خوب باهاشون اشنا شدی چطورن

کوک:خوبن جالبن هنوز بهشون عادت نکردم

ته:میدونم خوب باشه

بعد چند مین رسیدیم فرودگاه

.......
دیدگاه ها (۰)

#اونـ_مالـ_منهـ𝑷𝒂𝒓𝒕𝟐𝟓و سوار هواپیما شدیم کوکبعد یکم خوردن تص...

#اونـ_مالـ_منهـ𝑷𝒂𝒓𝒕𝟐𝟔بعد چند ساعت رسیدیم به فرودگاه سوئیس و ...

#اونـ_مالـ_منهـᏢᎪᏒᏆ23 ته:دوست دارمکوک:ته میدونم ولی گفتم منم...

خوبه صدام یکم تعقیر دادم 😅

فیک مافیاهاپارت ۳۰ویو فردا صبح ته: بلند شدم کوک تو بغلم بودش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط