‌‌‌

‌‌‌
می روم
و کبوترانم را
با خود می برم

آسمان شما
جای امنی برای پرواز نیست

باید به خاک برگردم
شاید به جای من
شاخه گلی بروید
برای تزئینِ میزی
که هیچ کدام از صندلی هایَش
جای من نبود
‌
‌
‌#سیاوش_خاکسار
‌
دیدگاه ها (۳)

نگرانم !‌ ولی چه باید کرد؟عشق، دلواپسی نمی فهمد !درد من، خطِ...

نشد شاخه ای باشمو تو مست از هوای سحرمرا به آوازهایت مبتلا کن...

مطمئنم گفته بودی "با تو ام تا روز مرگ"...من فقط شک می کنم گا...

اصلاً مهم نیست تو چند ساله باشی من همسن و سال تو هستم مهم نی...

پرندگان برای پرواز به دنیا می‌آیند و کرم‌ها برای خزیدن؛هر مو...

آرام باش محبوب من درست می شود ...نه هیچ شبی ، و نه هیچ زمستا...

باباجونم«می‌پرسم از این شب‌های بی‌سحر:این دل که تنگ است، به ...

در اعماق افکارم، راهی جز سقوط نیست...هرچه بیشتر می‌اندیشم، ع...

شهید حاج قاسم سلیمانی 🤲😔رودشعر فارسی آیات غمزه هر که را صبح ...

تمام لذت دنیا شاید همین باشد؛داشتنِ کسی که عشق را بلد است…نه...

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐صبح روز بعد، دوباره سوار اتو...

این جمله میراث مشترک ایرانیان است!

#زندگی_می_گذرد🌷تو ، نباید آنکسی باشی که من می خواهم ، و من ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط