گفتم به دل عاشق مشو، جایی برای عشق نیست

گفتم به دل عاشق مشو، جایی برای عشق نیست
خندید دل گفتابمن،پس کاراین دل چیست؟چیست؟
گفتم مگردیوانه ای،با عشق دریک خانه ای
رنجید دل ازدست من،گفت درگمانت،عاقلی!
گفتم که دل تو باختی، خودرا به چاه انداختی
بیچاره دل گفتا به من،تو عشق را نشناختی
گفتم سراپاسوختی، چون شمع عشق افروختی
درمانده دل گفتا به من،توچشم بر در دوختی
گفتم که چون عاشق شدی،درکوی یاران ،چون شدی؟!
فریاد زد دل برسرم،تو کمترازمجنون شدی
گفتم به هجران ساختی،تیری به سینه کاشتی
گفت درمیان عاشقان،فرهاد را نشناختی
گفتم مگر این عشق چیست؟ جز درد و رنجی بیش نیست!
گفتا به من ای بی خِرد، خودکرده را تدبیر چیست؟
دیدگاه ها (۶)

روزه می گیرم، ولی یادت خرابش می کندسرکه می ریزم ،ولی عشقت شر...

پنج شنبه و یک نم نم باران خیالیمن باشم و آن دلبر زیبای شمالی...

یک نفر اینجا دلش تنگ است ، باور می کنی؟!یک گذر بر قلب او ، ی...

آرامش روانم، تو مونسی به جانم!چون از خودت برانی، دانی که من ...

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانیمن کور شدم تا به تماشای تو ب...

★ازدواج من و بابات؟...p⁵(end)(*دو هفته بعد*)تهیونگ:توی روز ه...

True Love②②ا/ت: درست گفت تو واقعا هیچ حسی به من نداری؟ تهیون...

گفتم به دل عاشق مشو،جایی برای عشق نیست خندید دل گفتابمن،پس ک...

...:گفتم به دل عاشق مشو،جایی برای عشق نیست خندید دل گفتابمن،...

گفتم به دل عاشق مشو، جایی برای عشق نیستخندید دل گفتابمن،پس ک...

گفتم به دل عاشق مشو،جایی برای عشق نیست خندید دل گفتابمن،پس ک...

گفتم به دل عاشق مشو،جایی برای عشق نیست خندید دل گفتابمن،پس ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط