کفش کودکي را دريا برد. کودک روي ساحل نوشت: درياي دزد... آ

کفش کودکي را دريا برد. کودک روي ساحل نوشت: درياي دزد... آن طرف‌تر مردي که صيد خوبي داشت روي ماسه‌ها نوشت: درياي سخاوتمند... جواني غرق شد. مادرش نوشت: درياي قاتل... پيرمردي مرواريدي صيد کرد، نوشت: درياي بخشنده!
موجي نوشته‌ها را شست! دريا آرام گفت: به قضاوت ديگران اعتنا نکن اگر مي‌خواهي دريا باشي!!!
دیدگاه ها (۵)

کفش کودکی را دریا برد. کودک روی ساحل نوشت: دریای دزد ... آن...

کفش کودکي را دریا برد. کودک روی ساحل نوشت: دریای دزد ... آن ...

کفش کودکي را دریا برد. کودک روی ساحل نوشت: دریای دزد ...آن ط...

کفش کودکي را دريا برد. کودک روي ساحل نوشت: درياي دزد ... آن ...

کفش کودکي را دریا برد. کودک روی ساحل نوشت: دریای دزد ... آن ...

کفش کودکی را دریا برد، کودک روی ساحل نوشت : دریای دزد ...؛ آ...

کفش کودکي را دریا برد،کودک روی ساحل نوشت: دریای دزد ... آن ط...

كفش كودكي را دريا برد. كودك روي ساحل نوشت: درياي دزد... آن ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط