حس میکنم همه چیز غیر واقعیه.مثلِ این میمونه که تو خوابم گ

حس میکنم همه چیز غیر واقعیه.مثلِ این میمونه که تو خوابم گیر کردم و میدونم که این یه خوابه و هی منتظرم تا یکی بیدارم کنه،تکونم بده و بگه بلند شو صبح شده.ولی اون صبح هیچ وقت نمیاد و من مثلِ همیشه کارای روزانمو انجام میدم و با همه میگمو میخندم اما در آخر،حس میکنم که اینها بالاخره تموم میشن و یه روز که از همه چی خسته شدم بهترین لباسمو میپوشم و میرم بالای یه ساختمون و تموم.شاید اون موقع بالاخره از خواب پاشم شاید هم نه.شاید یه نور بیاد و دستمو بگیره یا شاید اصلا دیگه منی وجود نداشته باشه.

#خاص
دیدگاه ها (۱)

درد اصلی از اونجایی شروع شد که تو نبودیُ من فکر کردم هستی.بو...

با ذهنت مثل شكمت رفتار كن،آشغال نريز توش.#خاص

من مثل یک کتاب باز آدم رو راستیم، فقط خوندن و درکم سخته!!#خا...

حاصِل روزای نبودنت این شد که الان بود و نبود هیچکس واسم مهم ...

شیپ باکودکو پارت یازده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط