🔴 در ارزیابی اولیه، این سند واجد چند نکته مثبت و راهبردی

🔴 در ارزیابی اولیه، این سند واجد چند نکته مثبت و راهبردی است:

➕️ ​تغییر ادبیات به نفع روایت ایران: نام‌گذاری هوشمندانه سند تحت عنوان «خاتمه جنگ تحمیلی»، خط بطلانی بر روایت غربی است و واشنگتن را مجبور به پذیرش مسئولیت اقدامات خود کرده است.
➕️ ​عقب‌نشینی عینی آمریکا: تعهد صریح آمریکا به پایان دادن به محاصره دریایی ظرف ۳۰ روز و خروج نیروهای نظامی‌اش از حوزه پیرامونی ایران، یک دستاورد ملموس ژئوپلیتیک است.
➕️​بند ۱۳؛ دژ محکم سند: منوط کردن ادامه مذاکرات به اجرای واقعی معافیت‌های نفتی و بازگشت دارایی‌ها، نشان می‌دهد این بار کسی چک سفید امضا به آمریکا نداده است. این بند باید مثل یک گیوتین عمل کند؛ به محض اولین شیطنت یا تاخیر، کل تفاهم‌نامه باید هوا برود.

❗️​اما چیدمان حقوقی این متن، در کنار این نقاط قوت، واجد چند دغدغه و ساده‌انگاری جدی است که اگر با بدبینی مطلق به آن نگریسته نشود، می‌تواند به یک تله دیپلماتیک تبدیل شود:

➖️ ​بازگشایی تنگه هرمز؛ اهرم نقدِ میدان در ازای دستاورد نامشخص: در بند ۵، ایران متعهد شده است که بلافاصله و ظرف ۳۰ روز پس از مین‌زدایی، عبور و مرور ایمن کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز را برقرار کند. این یعنی ایران حیاتی‌ترین و قدرتمندترین اهرم فشار خود در کل منطقه را به صورت کاملاً نقد و فوری در اختیار طرف مقابل می‌گذارد؛ آن هم در حالی که مابه‌ازای دریافتی ایران (مانند لغو تحریم‌ها یا خروج کامل نیروهای آمریکا) به آینده و منوط به حصول توافق نهایی طی ۶۰ روز آینده شده است. واگذاری این ابزار بازدارندگی در ابتدای مسیر، دست ما را در چانه‌زنی‌های سخت بعدی خالی می‌کند.
➖️ ​سراب ۳۰۰ میلیارد دلاری؛ وعده نسیه به جای دستاورد نقد: مانور روی برنامه توسعه ۳۰۰ میلیارد دلاری، چیزی جز دل‌خوش کردن به وعده و وعیدهای روی کاغذ نیست. این رقم یک تعهد نقد و ملموس نیست، بلکه یک «برنامه آتی» است که جزییاتش تازه قرار است ظرف ۶۰ روز آینده توافق شود. گره زدن انتظارات اقتصادی به تعهدِ کشوری که بزرگ‌ترین ناقض عهدنامه‌های بین‌المللی است، با هیچ منطقِ منفعت‌محوری سازگار نیست. آمریکا متخصص خرید زمان با وعده‌های بزرگ و پوچ است.
➖️ ​کلاه‌برداری واژگانی با اصطلاح «اسقاطیه» (Waivers): در بند ۱۰، پذیرش اصطلاح «اسقاطیه‌های وزارت خزانه‌داری آمریکا» یک ریسک خطرناک است. اسقاطیه یعنی ساختار تحریم‌ها کاملاً زنده و پابرجا می‌ماند و رئیس‌جمهور آمریکا صرفاً هر چند ماه یک‌بار اجرای آن را متوقف می‌کند. تن دادن به این فرمول موقت برای صادرات نفت، یعنی بستن رگ حیاتی اقتصاد کشور به امضا و مَجازات دوره‌ای واشنگتن.
➖️ ​سوداگری با نقدینگی هسته‌ای: رقیق‌سازی اورانیوم غنی‌شده (در بند ۸) یک اقدام کاملاً برگشت‌ناپذیر یا حداقل بسیار هزینه‌بر است. رقیق کردن دستاوردهای دانشمندان کشور پیش از لغو ملموس، قطعی و راستی‌آزمایی‌شده کل تحریم‌ها، ریسک بالایی دارد. آمریکایی‌ها نباید دستاورد نقد بگیرند و وعده نسیه تحویل دهند.

🔹​کلام آخر:آمریکا از روی صلح‌طلبی به اسلام‌آباد نیامده؛ آن‌ها زیر فشار تنگناهای ژئوپلیتیک تن به این تفاهم داده‌اند. مهار بحران خوب است، اما نباید دچار این توهم شد که خوی استکباری واشنگتن تغییر کرده است. اگر این ۶۰ روز با وسواس، سخت‌گیری شدید و تکیه بر ماشه سلاح طی نشود، این تفاهم‌نامه هم صرفاً به سندی برای خرید زمان برای دشمن تبدیل خواهد شد. نباید اجازه داد دستاوردهای عینی میدان و برگ‌های برنده نظیر تنگه هرمز، در راهروهای دیپلماسی کم‌رنگ شود.
دیدگاه ها (۰)

*جی‌دی ونس: اگر ایران همان راهی را که عربستان سعودی رفت طی ک...

🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْألسلام عٓلیکٓ یااباعٓبدالله ...

این چیزی که امروز در فضای مجازی به عنوان دفاع نعیم قاسم از ق...

بند پنجم: تنگه هرمز🔸بلافاصله بعد از امضای یادداشت تفاهم، تر...

بند سیزدهمطبق توافق:بند ۴رفع محاصرهبند۵ بازگشایی تنگه هرمز ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط