می چسبی به من

می چسبی به من
شبیهِ چاییِ بعد از خواب
سیگار بعد از غذا
یا عطرِ بازمانده بر لباسی که پارسال می پوشیدی
می چسبی
به اندازه ی تمامِ فالوده های تابستان
تمامِ گوجه سبز های نمک زده ی سیدخندان
به اندازه ی باران
وقتی کولر روشن است
می چسبی
تو از آن لبخندهایی
که می شود زبانِ کوچکت را بوسید
وقتی موهایت را بعد از کشف
آغاز می کنی

تو آخرین لذتِ دنیایی
که اشتباها اینجا به دنیا آمده

| آبا عابدین |
دیدگاه ها (۳)

بیچاره نیایی ضرر میکنی ها... صبح ها با نوازش بیدارت می کنم ...

خواستم برایت شعری بنویسم آمدی و کنارم نشستی... موهایت را ب...

چون صاعقه در کوره ی بی صبری ام امروز... از صبح که برخاست ...

من نگرانم، دلم میسوزد از اینکه چند سال بعد عکسِ دو نفره ام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط